یک شهر را به گرد خودت در به در شدم
از لطف توست صاحب چشمان تر شدم
مثل ستاره بودم و در پشت ابر نحس
پیش دو چشم رنگی تو بی اثر شدم
هی مار خورده بودم افعی شوم نشد
کبریت نم گرفتهام و بی خطر شدم
ای زن ، زنی که آه گذر کرده ای ز من
بعد از تو ساده طعمهی هر بی پدر شدم
هر کس رسیده بود به مقصد پیاده شد
هر کس سوار شد من بیچاره خر شدم
با عشق هم مسیرم و حالا بدون تو
با قاتلی درون خودم همسفر شدم