دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۰ - 12:2 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
خسته در پیچ و خم این زندگی گم میشوم
روز و شب بازیچه در دستان مردم میشوم
مهربان قلبی که دارم هیچ محبوبم نکرد
ساده قربانی هر سو تفاهم میشوم
بس که دل بستند و دل کندند من حس میکنم
عاقبت مانند جنسی دسته چندم میشوم
آسیابان چرخ را چرخاند و عمری آرد شد
شک ندارم در تناسخ دشت گندم میشوم
رقص پاییزی نصیب برگهایی عاشق است
من برای درد هایم فصل پنجم میشوم