تا کور شود این همه آدم بغلم کن
یا دور شویم از همه عالم بغلم کن
بر روی دلم داغ زیاد است عزیزم
گور پدر گریه و هر غم بغلم کن
آغوش تو با لرزه و پس لرزه عجین است
ای در دل شب زلزله ی بم ! بغلم کن
در جان و تن من هیجان هست ولی تو
هر روز مرا محکم و کم کم بغلم کن
پشت سر ما حرف زیاد است همیشه
حرف است عزیزم... به جهنم بغلم کن
باران بزند شعر شود خاطره هامان
زیر غزل و بارش نم نم بغلم کن