چهارشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۷ - 18:19 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
یک لحظه هم حتی نبودی مهربان با من
صدها سوال بی جوابم که خدایا من...؟
صدها سوال بی جوابم که خدایا من...؟
یک شهر دنبال تو بودند و تو میرفتی
در ازدحام این خیابان مانده ام جا ، من
پشت سر هم هی خطا کردی خطاکردی
گفتم تو مختاری، ولی یا دیگران... یا من
باور نمی کردم شبی در کوچه ای تنها
هر ناکس و بی کس بیاید سمتت ... الا من
گفتی نمی خواهی بمانی پس تحمل کن
گفتی رهایت می کنم گفتم که اما من...
میخواستم بعدش بگیرم سهم عشقم را
اما تو خندیدی و شد آلوده تر دامن
#میلاد_فرحمند