شنبه سوم آذر ۱۳۹۷ - 11:27 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
رفتی نمی دانی که بی تو شادی ام گم شد
مثل عقابی در قفس آزادی ام گم شد
تا غربت تو آمدم آهسته اما بعد
راه رسیدن بی تو به آبادی ام گم شد
من شاعر لبخند ها بودم ولی ای عشق
بعد از تو احساسات مادر زادی ام گم شد
انگار چندین نسل تو همخون من هستند
رفتی و میراث پدر اجدادی ام گم شد
آواره ام مثل لهستانی که در جنگ است
در مرز دشمن کشتی امدادی ام گم شد
از روزهایی که به عشقت زندگی کردم
قرنی گذشت و مبدا میلادی ام گم شد
مثل عقابی در قفس آزادی ام گم شد
تا غربت تو آمدم آهسته اما بعد
راه رسیدن بی تو به آبادی ام گم شد
من شاعر لبخند ها بودم ولی ای عشق
بعد از تو احساسات مادر زادی ام گم شد
انگار چندین نسل تو همخون من هستند
رفتی و میراث پدر اجدادی ام گم شد
آواره ام مثل لهستانی که در جنگ است
در مرز دشمن کشتی امدادی ام گم شد
از روزهایی که به عشقت زندگی کردم
قرنی گذشت و مبدا میلادی ام گم شد