جمعه یازدهم آبان ۱۳۹۷ - 18:21 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
مهرت به دلم آمد ، گفت آخر عالم شد
آتش به جهانم زد غم مادر عالم شد
در سلسله ی مویت گم شد دل آیینه
بی رحم ترین ارتش در لشکر عالم شد
من چشم تو را دیدم سیب از دهنم افتاد
اغراق نخواهم کرد چشمت سر عالم شد
هر کس که تو را می دید عقل از سر او می رفت
تو نفی جهان بودی ... دل کافر عالم شد
سر چشمه ی زیبایی ، مرموز و معمایی
چشمان پر از شوقت افسونگر عالم شد
این قدر قدم هایت ... آهسته و با تردید
سمت دل من آمد ، ویرانگر عالم شد
آتش به جهانم زد غم مادر عالم شد
در سلسله ی مویت گم شد دل آیینه
بی رحم ترین ارتش در لشکر عالم شد
من چشم تو را دیدم سیب از دهنم افتاد
اغراق نخواهم کرد چشمت سر عالم شد
هر کس که تو را می دید عقل از سر او می رفت
تو نفی جهان بودی ... دل کافر عالم شد
سر چشمه ی زیبایی ، مرموز و معمایی
چشمان پر از شوقت افسونگر عالم شد
این قدر قدم هایت ... آهسته و با تردید
سمت دل من آمد ، ویرانگر عالم شد