یکشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۴ - 14:23 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
روز اول که دلم را به تو میبخشیدم
باید از عاقبت عشق تو میترسیدم
کاش عاشقشدنم دست خودم بود که من
عمری از عقل فقط حال دلم پرسیدم
یک نفر نیست بگوید که چه مرگم شده است،
مثل پرگار به دور تو چرا چرخیدم؟
سیب بیرون زده از روی حصاری بودی
مثل یک بچهی لجباز جنون را چیدم
روز و شبها پدرم گفت که عاشق نشوم
*تو چه کردی که به گور پدرم خندیدم
آخرش رفتی و من خاطرهها را مثل...
نان پیدا شده در کوچهیتان بوسیدم
#میلاد_فرحمند