یکشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۳ - 22:30 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
چیزی نبود شعر ترم را گرفت و رفت
این آیه های پر اثرم را گرفت و. رفت
یا ایها الذین منم یک پیامبر
هی معجزات توی سرم را گرفت و رفت
در ایل مان چیزی به جز یک تفنگ نبود
میراث مانده از پدرم را گرفت و رفت
میراث من جنس شرف بود و شعر و عشق
شوق نشسته در هنرم را گرفت و رفت
گفتند در شهر شبی دیده شد ولی ...
آمد فقط هی خبرم را گرفت و رفت