چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲ - 22:17 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
بعد من اشک به چشمان ترت می آید
از همه اهل محل هی خبرت می آید
گریهها کردم و صدبار عزیزم ، گفتم ....
*بومرنگ است همین غم* به سرت می آید
چرخ گردون که فقط فرصت گل دادن نیست
فصل سرما به سراغ ثمرت می آید
دل شکستی و گذر کردی و یکجا حتما
دل شکستن به سر تک پسرت می آید
من که مردم ولی این عشق تو را خواهد کشت
آن زمان داغ جوان بر جگرت می آید
میلاد فرحمند
*سید سعید صاحب علم
بومرنگ است؛ شبی سوی تو برمیگردد