چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲ - 22:1 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
کم شدی از جمع ، من ، هم دوست ، منهای رقیب
میکشی به... شعرهایم بی هوا پای رقیب
توی کافه ناگهان او خیره میماند به تو
فوت کردی، فوت... آخر سرد شد چای رقیب
من نمیدانم چرا اصلا به اینجا آمدم ...
خوب میدانم که جای من شده جای رقیب
دست از عشقت به او بردار زهرش میکنم
با توام! با تو! ببین که... با تو! آقای رقیب
یا رهایش می کند با حرفهایم یا که نه
پخش خواهد شد شبی در کافه حلوای رقیب
#میلاد_فرحمند