چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۹ - 23:12 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
ای که از دل رفته ای باید فراموشت کنم
در میان ذهن خود یکباره مخدوشت کنم
مثل یک کابوس بد که باید از شرش گذشت
عهد بستم با خودم باید فراموشت کنم
رفته ای !؟ برگرد و با خود خاطراتت را ببر
قصد دارم درد را تابوت بر دوشت کنم
باید این غم را بدانی از خودت مانند من
غصه ها را دوختم تا اینکه تن پوشت کنم
من غلط کردم که گفتم، در توانم نیست... نه
بیخیالت می شوم تا ترک آغوشت کنم !
.
.
ای دل من حرف از او دیگر نگو! کاری نکن
بر خلاف میل خود، این بار خاموشت کنم