دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۹ - 13:43 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
غمی گرفته فرا کل سرزمینم را
ربوده هق هق شبها همه طنینم را
به خود گره زده ام اعتقادهایم را
که پاره کرده خرافه نخ یقینم را
پیمبرم که پر از معجزات بی اثر است
به چشم خود دیدم انقراض دینم را
به جای دوست از این لانه مار خواهد ریخت
اگر تکان بدهم هر دو آستینم را
جهانتان اگر این است من همان بهتر
به فاضلاب دهم نطفهی جنینم را
تنم مناطق جنگی... ورود ممنوع است
بمان تماشا کن انفجار مینم را