دوشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۹ - 13:41 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
از حمله های هر شب گرگان خسته ام
تا خندههای ممتد چوپان خسته ام
روباه پیشه پر شده در شهر بیشتر ...
از ازدیاد حیله ی انسان خسته ام
کس نیست تا که ضامن تنهایی ام شود
من قدر آهوان خراسان خسته ام
از دوست خورده ام چه نیازی به باد هست؟
مثل پرنده در دل باران خسته ام
مانند مادری که سر فقر کودکش...
با غم سپرد دست خیابان خسته ام
باور کنید جان به لبانم رسیده است
باور کنید آه به قرآن خسته ام
فردا اگر که همیشهی تکراری است پس...
خواهم کشید تیغ به شریان خسته ام