شنبه دهم خرداد ۱۳۹۹ - 0:19 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
خودت نگفتی تا این بهار می آیی
که بشمرم و تو قبل از هزار می آیی
هزار روز نبودن... سوال من این است
چگونه با دل تنگت کنار می آیی
نرفته ای که بیایی دروغ می گفتی
به کافه ها و محل قرار می آیی
بلیط برگشتت را هنوز در دستم...
در ایستگاهم و با هر قطار می آیی
همیشه حمله ور از لشگران غصه ی تو
به قصد کشتن من با سوار می آیی
به مهر نزدیکم ای تمام بی مهری
خودت نگفتی تا این بهار می آیی