پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۹ - 22:5 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
آن کس که پا گذاشت شبی جای پای من
شاید رقیب بود... و یا آشنای من
من می روم که پیش نیایم به سوی تو
آبی نریز گریه کنان پشت پای من
پیراهنی که مثل خودم زار می زند
آن شب تو دوختی نه عزیزم؟ برای من ...
دندان گرفته مثل سگی، پس نمیدهم
آن را به هیچکس که ببینی وفای من
هر قدر سمت آخر این قصه می روم
هی تیره میشود شب بی انتهای من