جمعه دوم خرداد ۱۳۹۹ - 20:54 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
برو می سپارم تو را به خدایم
که تاثیر دارد به رویت دعایم
به فصل جنون می رسم بی تو ای زن
و می پیچد عطر تنت در هوایم
دهان بسته ام روزگار پس از تو
مداوم نشانده غمی در تمام صدایم
ولی باید از نو بسازم خودم را
نگینی تراشیده ام ... پر بهایم
غم از خانه ام دور و شادی به سویم
بیاید گلستان شود انزوایم
به این فکر قطعی رسیدم که حتی
تو مفتت گران است شاید برایم