یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۹ - 23:29 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
آه پر پر کرده ای این لاله ی شاداب را
حال نابودت شدم هی میچکانی آب را
هی رهایم میکنی و باز صیدت میشوم
ماهی ام ،باور ندارم حقه ی قلاب را
طاق ابروی تو و فکر من و وقت نماز...
مثل حافظ هی شنیدم ناله ی محراب را
کودکم که شیطنت در من خدایی میکند
روی مویت میروم تا انتهای ... تاب را _
_ اوج پروازم مرا بیدار کن ترسیده ام
تا که از چشمت نیفتم بر زمین این خواب را...
دست یاری هم نیامد ... بعد مرگم آمدی ...
نوش دارو میدهی این مرده ی سهراب را ؟