شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۸ - 0:0 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
برو پرنده که جایت بهشت عنبر بود
اگر چه سهم جداییت دیده ای تر بود
خرابه ی شام این زندگی ست بعد از تو
که حال و روز من از واژه هام بدتر بود
"تو یادگار منی ... من چگونه بی تو بگو..."
و ضجه های سراسیمه سهم مادر بود
تو در غروبی و من در طلوع... گریه شدم
نفس کشیدن بعد از تو غول آخر بود
ستاره ام! به دل آسمان درخشیدی
و گوش شیطان ای کاش واقعا کر بود
رسید فصل زمستان به باغ پر گل من
همیشه سهم دلم لاله های پرپر بود
چگونه اشک بریزم که داغ من نه یکی
که داغ یکصد و هفتاده و چند دلبر بود
#176