جمعه هشتم آذر ۱۳۹۸ - 15:19 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
تو چترو بستی و باریدن ابرا
که خوشبختی قدم زد پا به پامون
من از فصلای بی تو سخت دورم
همین پاییزو تا آخر ببارون
به شونه م تکیه کن تنهاییاتو
بذار این مرد آرامش بگیره
بذار هر چی به جز روزای خوبه
از عمق باورت گم شه، بمیره
مث خوابی شدی که بعد صد سال
داره تو زندگیم تعبیر می شه
نگاهم می کنی تسلیم می شم
صدای خنده مون تکثیر می شه
تو که خورشیدو داری توی چشمات
یه دریا رو تو قلبم غرق کردی
منو که غیر معمولی نبودم
مث اسطوره های شرق کردی
توای زیباترین تصویر شعرام
مث (ل) نقاشی ناب داووینچی
باید پاشی گلم از شام آخر
با دستات نسخه ی عشق و بپیچی
مث خوابی شدی که بعد صد سال
داره تو زندگیم تعبیر می شه
نگاهم می کنی تسلیم می شم
صدای خنده مون تکثیر می شه
#میلاد_فرحمند