جمعه سوم آبان ۱۳۹۸ - 18:6 - میلاد فرحمند یعقوبی پور -
بمیرم واسه خنده ی اون چشات
که حرفای روزمره مو شعر کرد
چقد(ر)خوبه تو تکیه گاهم شدی
واسه بی قراری و بغض یه مرد
باید جای من باشی درکم کنی
بفهمی... ببینی ... چیه حال من
تو تصویر عشقی تو آرامشی
چه زیبا نشستی ته فال من
یه کنعان تحویل گرگا میدم
قراره که چاهم واسم را (ه) بشه
یه یوسف بشم تو دل قصه ها
اسیر چشای زلیخا بشه
تو آرامش روح و اکسیرمی
یه زخمی که زیباییاش کاریه
نگاهم شده غرق تصویر تو
یه حسی که توی رگام جاریه
دارم هی هواتو نفس میکشم
که دور دوتامون قفس میکشم
تو حوای زیبای این آدمی
کی گفته ازت پامو پس می کشم
یه کنعان تحویل گرگا میدم
قراره که چاهم واسم را (ه) بشه
یه یوسف بشم تو دل قصه ها
اسیر چشای زلیخا بشه