<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اشعار میلاد فرحمند </title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com</link>
<description>اشعار میلاد فرحمند </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 06 Jan 2026 11:27:28 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>امکان دارد</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/284</link>
<description>مدتی می‌شود این لاشه فقط جان دارد تو بگو! زندگی‌ام بعد تو امکان دارد؟ فرق بین من و یک ادم مومن این است من به تو، او به خدای خودش ایمان دارد عشق مفهوم قشنگی‌ست، ولی این قاتل کُشته‌ها کُشته و مقتول فراوان دارد حال من بی تو شبیه است به یک کودک‌کار که سر سفره‌ی خود حسرت یک نان دارد چشم من ابر سیاهی ست و هر قرنیه ام روز و شب بارش بی وقفه ی گیلان دارد در همین غصه که کوهی شده بر شانه‌ی من زندگی رود بزرگی‌ست که جریان دارد #میلاد_فرحمند</description>
<pubDate>Tue, 06 Jan 2026 11:27:28 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/284</guid>
</item>
<item>
<title>میلاد فرحمند</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/283</link>
<description>جایی ندارد خنده در دنیای ‌آدم‌ها با غصه پر‌پر می‌شود فردای ‌آدم‌ها نقش دو روی سکه در تاریخ یکسان نیست مانند رنگارنگی شب‌های آدم‌ها یک جای این چرخ کبود انگار می‌لنگد دارد غلط پر می‌شود هی جای آدم‌ها در خانه ات احساس غربت می‌کنی ، غربت گاهی وطن هم نیست آن مأوای آدم‌ها پایان ما ضرب‌المثل شد، از زمانی که بالای دارت می‌رود چون پای آدم‌ها</description>
<pubDate>Tue, 06 Jan 2026 11:16:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/283</guid>
</item>
<item>
<title>اصطلاحات</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/281</link>
<description>کسی در آمد و شدهای معمولیش جایم کرد نمی‌دانم چرا از بین صدها تن صدایم کرد! همان‌که ابتدا با نام کوچک بعدها: «جانم» و بعد از مدتی در اصطلاحاتش «خدایم» کرد به اسم عاشقی در دست خود مانند یک سکه مرا چرخاند و با آن‌سوی عشقش آشنایم کرد نخ امید من را در دو دست خود گرفت اما شبیه بادبادک‌های کودک‌ها هوایم کرد مرا چون تکه نانی در دل یک کوچه پیدا کرد پس از یک بوسه حالا گوشه‌‌ی دنجی رهایم کرد #میلاد_فرحمند</description>
<pubDate>Sun, 04 Jan 2026 10:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/281</guid>
</item>
<item>
<title>محرم</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/282</link>
<description>تو را با من یقین این آیه‌ها محرم نخواهد کرد که پای ماندنت را آیه مستحکم نخواهد کرد جدایی سرنوشت ریشه‌های سست خواهد شد وگرنه سیل کاری با بُنِ محکم نخواهد کرد اگر پایان خوش دارند بعضی قصه‌ها، اما دل شیطانی‌ تو سجده بر آدم‌ نخواهد کرد درونم ماده اسبی ترکمن خوابیده که این‌بار به شوق آبی امواج دریا رم نخواهد کرد من آن سروم که حتی بهمن بی وقفه‌بعد از تو توان ممتدد برپایی‌اش را خم نخواهد کرد چو چشمه می‌شود از کوه‌ها جاری یقین دارم که چشم‌تر پشیزی از شکوهم کم</description>
<pubDate>Sun, 04 Jan 2026 10:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/282</guid>
</item>
<item>
<title>روز اول</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/280</link>
<description>روز اول که دلم را به تو می‌بخشیدم باید از عاقبت عشق تو می‌ترسیدم کاش عاشق‌شدنم دست خودم بود که من عمری از عقل فقط حال دلم پرسیدم یک نفر نیست بگوید که چه مرگم شده است، مثل پرگار به دور تو چرا چرخیدم؟ سیب بیرون زده از روی حصاری بودی مثل یک بچه‌ی لجباز جنون را چیدم روز و شب‌ها پدرم گفت که عاشق نشوم *تو چه کردی که به گور پدرم خندیدم آخرش رفتی و من خاطره‌ها را مثل... نان پیدا شده در کوچه‌ی‌تان بوسیدم #میلاد_فرحمند</description>
<pubDate>Sun, 04 Jan 2026 10:53:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/280</guid>
</item>
<item>
<title>منحنی</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/279</link>
<description>یک منحنی رو به پایین بر دهن ماند وقتی که جای خنجر تو بر بدن ماند روزی به چشم قهوه‌رنگت دل سپردم آخر حنای چشم تو در دست من ماند هر کوپه‌ای در ایستگاه آمد نبودی در گوش من تنها صدای تن تتن ماند داغ نبودت ریشه‌‌ای جاوید دارد جای خراش کوچکی بر روی تن ماند مثل تنور روشنی در قلب من، چون... داغی که بر آواره‌های بی‌وطن ماند #میلاد_فرحمند</description>
<pubDate>Sun, 04 Jan 2026 10:51:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/279</guid>
</item>
<item>
<title>که شب و روز  بیایم به سر کوی رقیب میلاد فرحمند</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/278</link>
<description>آه دستان تو می داد شبی بوی رقیب نکند دست کشیدی به سر و موی رقیب هر کجا می نگرم باز تو را می بینم ... کوچه یا کافه نشستی تو به پهلوی رقیب احتمال نظر تو چه سرم آورده ؟ که شب و روز بیایم به سر کوی رقیب آبروی من عاشق که از این خانه گذشت ... اشک چشمان ترم ریخته در جوی رقیب کاش می شد که صدایت نکنم بعد از این... می سپارم به خدا، حضرت بانوی رقیب! میلاد فرحمند</description>
<pubDate>Fri, 03 Jan 2025 11:36:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/278</guid>
</item>
<item>
<title>خاطراتت پشت هم دارد شبیخون می زند میلاد فرحمند</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/277</link>
<description>آن زمان که درد ها از سینه بیرون می زند بین چشم و گونه هایم پل به کارون می زند ساعت شمات دار روی میز خانه ام نبض احساسم شبیه نبض مجنون می زند حال من با دیدن تصویر هایت بهتر است مثل یک معتاد که با چای افیون می زند روز اول که تو فتحم می شدی گفتم به طنز آدم زیرک به قلب گنج قارون می زند حال رفتی و پس از تو دائما در عمق خواب خاطراتت پشت هم دارد شبیخون می زند میلاد فرحمند</description>
<pubDate>Fri, 03 Jan 2025 11:33:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/277</guid>
</item>
<item>
<title>شبیه آخرین سیگار قبل چوبه‌ی دار است میلاد فرحمند</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/276</link>
<description>شبیه ساعتی که تا ابد بر روی دیوار است مسیر زندگی‌ ، مابعد تو دائم به تکرار است گذشتم از خودم از عشق تو تا اینکه فهمیدم که سوی دیگر یک عشق نافرجام ایثار است همیشه آن‌که مانده همنشین درد و غم بوده و آن‌که رفته از آن رابطه عمری طلبکار است زمان رفتنت وامانده بودم از سخن گفتن دهان بی سخن تاریک و مبهم مثل یک غار است *مرا هنگام رفتن در بغل بوسیدی و این کار شبیه آخرین سیگار قبل چوبه‌ی دار است میلاد فرحمند *مرا هنگام رفتن در بغل کردی،ولی این کار دقیقا مثل بسم الله</description>
<pubDate>Fri, 03 Jan 2025 11:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/276</guid>
</item>
<item>
<title>مطمئنم که دل تنگ دلیلش بود این که تقویم به‌دستان بشر کشف شده میلاد فرحمند</title>
<link>https://sherkadehamin.blogfa.com/post/275</link>
<description>بعد شمشیر دو ابروت ، سپر کشف شده قهوه ی چشم تو در عصر قجر کشف شده هر که دیده است تو را دود مهیا کرده شهر در آتش و بعد از تو خبر کشف شده عطر شیرین تو عقل از سر هر کس برد و ... لب تو نیشکر هند و شکر کشف شده بر تن غار بتی رسم شد از قامت تو شعر و نقاشی و آواز و هنر کشف شده عاشقت منتظرت بوده شبی تا برسی شب غم رفته ولی وقت سحر کشف شده مطمئنم که دل تنگ دلیلش بود این که تقویم به‌دستان بشر کشف شده میلاد فرحمند</description>
<pubDate>Fri, 03 Jan 2025 11:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>sherkadehamin</dc:creator>
<guid>sherkadehamin.blogfa.com/post/275</guid>
</item>
</channel>
</rss>
